فصل چهارم - بخش اول : بازگشت نهایی


أَرَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَي الْهُدي11 أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوي 12

تا اينجا روي سخن با محمد بود ؛ از نعمت هاي مختلف سخن گفت : از آفرينش ، پرورش ، آموزش با قلم و كسب دانش … به محمد مي گفت كه بنگر و طغيان آن گمراه را ببين كه چگونه فكر و انديشة مردم را در سلطة خويش مي خواهد و مي خواهد كه همه عبد او باشند .

ولي به يك باره رو به ابوجهل مي كند. اين تغيير لحن و اين تغيير مخاطب در اين سوره طبيعي است چون تمامي اين سوره هدفش آن است كه افرادي امثال ابوجهل را به خويش معطوف دارد و اين تغييرناگهاني لحن ناخود آگاه آنها را به محمد متوجه مي سازد پس اين خارج از روال سوره نيست و جزو طبيعت اين سوره است هدف غايي اين سوره آن است كه در ابوجهل اين سوال و اين ترديد را ايجاد كند كه ببينم محمد چه مي گويد شايد او راهي نشان مي دهد يا از خطري آگاه است ؟ اگر ابوجهل همين يك سوال از شنيدن اين سوره برايش پيش آيد بسيار ميمون و خجسته است .

در ادامة فراخواني محمد به سوي رب خويش و ايجاد شوق طلب در وجود مردمان بي خبر از لذت حضور قرآن در اين دو آيه تلنگري به اعتقادات و باورهاي مردم مي زند و اعتقادات و باورهاي به سكون كشيده شدة آنها را تكاني مي دهد .

بايست گه گاهي در باورها و اعتقاداتمان نيز خانه تكاني كنيم. گرد غفلت و تعصب را از روي انديشة مان بزداييم تا كه نور حقيقت بدان بتابد و روح و روانمان را روشن كند و اين دو آيه در واقع خانه تكاني باورهاي افرادي همچون ابوجهل است كه به خويش آيند و نسبت به اعتقادات خويش شك كنند و برايشان سوالي پيش بيايدكه : چرا باورها و اعتقادات خويش را صد در صد درست مي پندارم شايد انديشه اي كه محمد ما را بدان فرا مي خواند از باورها و اعتقادات من بهتر باشد شايد در كلام محمد نور هدايت باشد . شايد او از روي خيرخواهي ما را فرمان به پرهيزگاري مي دهد ؛ شايد … و هزاران شايد ديگر.

راجع به اين دو آيه دو نوع تفسير در تفاسير مهم اسلامي ذكر شده است و بخاطر اينكه روي سخن به يكباره از محمد به ابوجهل برگشته است برخي اينچنين پنداشته اند كه شايد اين دو آيه نيز روي سخنش با محمد است و به او مي گويد كه : چه مي شد اگر ابوجهل نيز به راه هدايت بود و فرمان به تقوي مي داد كه البته با شرايط زماني و مكاني نزول اين آيه معني اخير بسيار بعيد به نظر مي رسد ولي مي تواند درست نيز باشد همچونان كه قبلاً ذكر كرديم معناي آيات قرآن انحصاري نيست و هيچكس نمي تواند بگويد كه آنچه از آن دريافته است درست است و دريافت هاي ديگران نادرست مگر اينكه در خود قرآن متناقض اين برداشت آيه اي وجود داشته باشد.

پست‌های معروف از این وبلاگ

بخش دوم : علي در آستانه قدرت

دیباچه : نگرشي دوباره به مجموعه اشارت

فصل دوم - بخش اول : یاد او