فصل اول - بخش سوم: یادداشتها (نگارگري بر روي آب)
مراحل آفرينش جنين
در قرآن از سه بخش از آفرينش انسان صحبت شده يكي سير تكويني پيدايش بشر, ديگري توليد مثلهاي متداول كنوني بشر و سوم چگونگي برگزيده شدن انسان از سوي خدا به خليفه الله ي , دراينجا متناسب با موضوع آيات مورد بحث به بررسي نحوه توليد مثل انسان از ديدگاه قرآن مي پردازيم و دو مرحله ديگر را متناسب با آيه مربوط به خودشان بررسي خواهيم كرد.
قرآن كتاب جنين شناسي نيست , كتاب فيزيك و شيمي و تاريخ هم نيست قرآن ذكر است ذكر الهي يادآوري عزيزي كه ما از او دور افتاده ايم و اكنون درپي اش هستيم . با اينكه قرآن كتاب علمي نيست و نيز كتاب پيش گويي و آينده نگري ولي درمتن آن آياتي يافت مي شود كه امروز معني صحيح آن را مي يابيم امروز است كه مي فهميم منظور خدا از اين واژه و از اين جمله چيست ولي بايست كه به هوش باشيم از هدف آيه دور نگرديم مثل همين آيه كه در بخش قبلي مختصري از هدف آيه را يادآوري كرديم.
آنچه ما را بر آن داشت كه به علم جنين شناسي بپردازيم اول از همه مطالعه كتاب آفرينش است كه با انديشيدن در آن درس وحدت و نظم وهماهنگي بياموزيم و لابلاي آن دست انرژي را ببينيم و بر عشق ما به آن عزيز افزوده گردد كه رمز معرفه الله در معرفه النفس است اگر ما خود را بشناسيم خداي خويش را خواهيم شناخت! ودوم اينكه بدانيم قرآن اين نامه فرستاده شده از سوي عزيز نامه اي دقيق و پر از نكات ريز و زيباست و اشارت هاي لطيفي در آن بكار رفته كه به مرور زمان آشكار مي شود و دقت كنيم كه از برابر اين نكات ريز و زيبا بي تفاوت نگذريم . به هر حال قرآن كتاب علمي نيست ولي درعين حال متناقض با علم نيست و علم هيچگاه نتوانسته محتواي آن را نقض كند وفقط آنجا كه درنيافته سكوت كرده است هيچ مطلب خلاف دانش روز در قرآن نمي شود يافت و اين يكي از امتيازات قرآن است . لازم به ياد آوري است كه معني ومفهوم آيه هاي استفاده شده دراين بخش فقط موارد ذكر شده نيست واين مورد يكي از معاني آيه هاي مذكور مي تواند باشد.
براي آشكار شدن نحوه آفرينش يك نوزاد به مراحل تكاملي جنين نظاره گر مي شويم تا كه دريابيم از چه آفريده شده ايم قرآن به ما مي گويدكه : آدمي بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است (طارق/5) مطالبي كه در زير مطالعه خواهيد نمود برداشت ما از اين آيات است اگر خطايي هم باشد از برداشت ماست .
فيزيولوژي دستگاه تناسلي مرد
اولين ماده موجود براي آفرينش انسان اسپرماتوزوئيد يا همان نطفه است از نطفه اي آفريد وبه اندازه پديدآورد (عبس 19) اين نطفه در دو غده بنام بيضه تشكيل مي شود . مقدار مني در هر انزال حدود 3 تا 5/3 سانتي متر مكعب است مني حاوي تعداد زيادي نطفه يا اسپر ماتوزوئيد مي باشد كه در هر سانتي متر مكعب آن تقريبا يكصد ميليون نطفه زنده وجود دارد . در ادامه علت اين كثرت نطفه را شرح خواهيم داد و پي به اندازه آفريده شدن آن خواهيم برد. ماتوزوئيد يا نطفه سلولهاي متحركي هستند كه داراي سر و گردن و دم مي باشند و با حركت موجي كه به دم خود مي دهند در زير ميكروسكوپ شبيه لارو قورباغه حركت مي كند و تقريبا هر سه دقيقه يك سانتي متر مسافت را به شرطي كه در يك جهت حركت كند مي پيمايد. مني چند دقيقه پس از انزال بصورت مايع يكنواختي در مي آيد و هر قدر حرارت مني انزال شده كمتر باشد از فعاليت و سرعت حركت نطفه ها كم مي شود و پس از سرد شدن مني حيات خود را از دست مي دهد . بدين ترتيب اين مايع كوتاه عمر كه در چشم انسانها يكي از نازل ترين مواد بدن و در زمره مواد دفعي آن به شمار مي رود تشكيل دهنده يك بخش از تخم مي باشد كه در آينده تبديل به يك انسان مي شود و اينجاست كه قرآن همچون ضمير باطن , ما را ندا مي دهدكه: آيا شما را از آبي پست و بي مقدار نيافريده ايم (مرسلات20 ) از نظر عصبي مركز تنظيم رفتارهاي جنسي رشته هاي عصبي است كه از ستون فقرات نشات مي گيرند و از آنجا دستگاه تناسلي را عصب مي دهند اين رشته هاي عصبي با رشته هاي عصبيِ مسئول انقباض و انبساط شريانهاي خوني و كليه امور مربوط به فعاليت هاي جنسي تلاقي مي كنند و وظيفه توليد و انزال نطفه را به عهده مي گيرند قرآن اين رشته اعصاب را كه منشاء نطفه هستند با واژه هاي صلب وترائب معرفي كرده است پس از آب جهنده اي خلق گرديده كه از ميان صلب و ترائب بيرون مي آيد.( طارق /5و6) صلب شامل ستون فقرات كمر و استخوان خاجي و اگر بخواهيم دقيقاً منطقه صلب را مشخص كنيم اين منطقه در حدود مهره دوازدهم پشتي و مهره اول و دوم كمري و سوم و چهارم خاجي قرار دارد كه مسئول عصب دهي به دستگاه تناسلي است و ترائب عبارت است از استخوانهاي ميان دو پا . بنابراين مني از ميان صلب و ترائب خارج مي شود زيرا تمام نقاط و مجاري عبور مني از نظر كالبد شكافي در محدوده صلب وترائب قراردارند با اين توضيحات مي توان گفت كه مني از ميان صلب مرد به عنوان يك مركزعصبي ـ تناسلي امر كننده و ترائب او به عنوان رشته هاي عصبي مامور به اجرا در ميان استخوانهاي دو پاي او خارج مي شود .
فيزيولوژي دستگاه تناسلي زن
دستگاه تناسلي زن شامل دو غده به نام تخمدان است كه توليد كننده اوول يا تخمك است كه نطفه زن محسوب مي شود و اكثراً هر 28 روز يكبار ساخته مي شود و به آن تخمك گزاري ميگويند. برعكس نطفه كه يك سلول كوچك و جنبان است تخمك سلول بزرگي بوده وفاقد حركت وجنبش است ودر بيست وچهار ساعت اول اگر لقاح انجام نگيرد و تخم تشكيل نشود تخمك يا نطفه زن از بين مي رود. رحم نيز يكي از اساسي ترين بخش هاي دستگاه تناسلي زن مي باشد كه به طور مفصل در ادامه به آن خواهيم پرداخت. خداوند رحم زنان را همچون كشتزاري مستعد معرفي مي كند و از صفات كشتزار اين است كه هر چه درآن بكارند همان مي رويد ؛ گندم از گندم برويد جو زجو. در نتيجه جنسيت نوزاد مربوط به كشتزار نيست بلكه مربوط به نطفه اي است كه دراين كشتزار مي آرامد زنان شما كشتزار شمايند.. (بقره / 223) . نطفه زن نيز همچون نطفه مرد پست و بي مقدار بوده و به چشم بسيار حقير و پست مي آيد و يكي از پست ترين مايعات بدن از نظر كيفيت و كميت و محل آن است ولي با اين حال جزو پايه هاي اصلي تشكيل دهنده انسان اشرف مخلوقات جهان مي باشد .
لقاح نطفه وتخمك
در هر نزديكي مقدار زيادي مني يا اسپرم در ته مهبل و حوالي گلوي زهدان مي جهد كه مقدار آن در حدود سيصد تا سيصد وپنجاه ميليون نطفه مي باشد . براي لقاح يك نطفه كافي است ولي دليل كثرت فوق العاده نطفه خطرات وموانع فراواني است كه با آن مواجه مي باشد نطفه يكي از كوچكترين سلولهاي بدن بوده حتي از گلبول قرمز خون نيز كوچكتر است بايد براي رسيدن به تخمك بر خلاف جريان حركت كند و از موانع بسيار بگذرد اكثر قريب به اتفاق آنان دربين راه از بين مي روند و تنها يكي به وصال تنها تخمك موجود در رحم زن مي رسد واين همان است كه خدا از آن به اندازه آفريده شدن نطفه نام مي برد او انسان را از نطفه اي آفريد وبه اندازه پديدآورد (عبس 19) در تمام مراحل آفرينش ما اين اندازه بودن را مي بينيم چه در ميزان نطفه چه درميزان مواد موجود در آن و چه در شكل گيري و صورت بندي انسان حتي در ميزان مواد شيميايي وهورمونها نيز اين اندازه گيري دقيق را مشاهده مي كنيم . نطفه محيط قليايي را مي پسند براي همين به هنگام رها شدن تخمك مايع شفاف و چسبنده اي با خاصيت قليايي در دهانه رحم ظاهر مي شود كه فقط دو روز ادامه دارد در نتيجه نطفه متوجه بخش خارجي گردن رحم شده و از آنجا خود را به سوراخ داخلي گردن رحم رسانيده وارد رحم مي شوند و بعد محوطه رحم را طي كرده و از سوراخ لوله رحم وارد لوله شده قسمتي از آن را طي مي كنند وخود را به ثلث خارجي لوله رحم مي رسانند تمام اين مسير معمولاً 12 سانتي متر بوده وبايستي نطفه حداكثر در عرض 24 ساعت آنرا طي نمايد تا خود را به حوالي تخمك كه در ثلث خارجي لوله منتظر مانده است برساند.عمل لقاح معمولا در ثلث خارجي لوله يا روي تخمدان مي باشد در هنگام لقاح تعداد زيادي نطفه, تخمك را احاطه كرده ولي فقط يكي داخل تخمك مي شود و بلافاصله غشايي اطراف تخمك را احاطه نموده ايجاد پرده مي كند كه مانع از ورود ساير نطفه ها مي شود نطفه وارد شده به تخمك متورم گرديده و توليد پيش هسته نر را مي نمايد كه با هسته تخمك كه پيش هسته ماده است توليد سلول اوليه جنيني مي نمايد ومرحله رشد تخم آغاز مي گردد وبدين شكل تخم يا به تعبير قرآن نطفه امشاج ( آميخته) تشكيل مي شود ما آدمي را از نطفه اي آميخته بيافريديم (انسان/ 2) و زن آبستن مي شود ولي در لحظه به لحظه آن وجود خدا را احساس مي كنيم و انرژي الهي را در آنجا مي بينيم پس خدا بدان آگاه است واز دانش الهي پوشيده نيست هيچ زني آبستن نمي شود ونمي زايد مگر به علم او …(فاطر/11)
قرارگاه تخم
تخم تشكيل يافته ضعيف است و فقط زير ميكروسكوپ ديده مي شود و اين نطفه امشاج اكنون جايگاهي مي خواهد كه مدتي را درآن سپري كند تا كه تبديل به نوزادي كامل گردد واين جايگاه رحم است ؛ رحم در حوضچه اي روي مثانه و در بالاي مجراي تناسلي قرار دارد و از سه قسمت تنه , گردن و لوله هاي شيپوري تشكيل شده است . اطراف رحم را يك ديواره استخواني بسيار مقاوم فرا گرفته كه آن را لگن خاصره مي نامند لگن خاصره از مجموعه اي از استخوانهاي ضخيم تشكيل يافته كه اين ساختمان استخواني استوار نه فقط بايد رحم را از ضربات وفشارهاي خارج از تمام جهات حفظ نمايد بلكه بايد ساختماني مناسب براي رشد جنين و متناسب با شكل و حجم آن باشد و به نحوي طراحي شده باشد كه جنين پس از رشد و تكامل بتواند از حفره پايين آن بگذرد و به راحتي به دنياي روشنايي برسد . زيرا هر گونه نارسايي در شكل ويا حجم لگن ممكن است زايمان را سخت ويا غير ممكن سازد.
رحم داراي رباطهايي است كه به استخوان هاي لگن ويا ديواره شكم متصلند وباعث مي شوند كه وضعيتي خاص ومتناسب براي بارداري و زايمان داشته باشد براي درك اهميت نقش اين رباطها كافي است بدانيم كه آنها رحمي را حمل مي كنند كه وزن آن از 50 گرم قبل از بارداري به 5325 گرم افزايش مي يابد و واژگون شدن رحم به عقب در دوران حاملگي مي تواند باعث مرگ جنين شود. اگر رحم به اين شرايط ويژه نبود امكان زنده وسالم ماندن جنين بسيار پايين مي آمد وحتي گاه به صفر مي رسيد و اين نشان مي دهد كه قرآن بي دليل رحم را بهترين قرارگاه استقرار جنين نمي داند وكمترين موردي از ديد خدا پنهان نمانده است . واين ماييم كه او را فراموش مي كنيم ولي او حتي قبل از زنده شدن ما نيز به فكر ما بوده و قرارگاه مطمئني براي استراحت وباليدن وبه كمال رسيدن ما آماده كرده است آيا شما را از آبي پست و بي مقدار نيافريده ايم ؛ وآن را درجايگاه استوار قرار نداديم (مرسلات20-24) دلايل متعدد ديگر وجود دارد كه نشانگر شرايط مناسب واستوار براي رشد جنين درداخل رحم مي باشد كه علاقمندان مي توانند به كتاب هاي مرجع ذكر شده در پايان اين بخش مراجعه فرمايند.
جنسيت جنين
نوع جنسيت جنين را دانشمندان يك امر اتفاقي مي دانند وخدا اين اتفاق را اراده و توانايي خود معرفي مي كند خداست تنها مالك زمين و آسمان ها هر چه بخواهد مي آفريند وبه هر كه خواهد فرزند دختر وبه هر كه خواهد فرزند پسر عطامي كند ( شوري/49) و اين اراده الهي نيز بي حكمت وبي دليل نيست جالب آنكه خدا حتي اين آفرينش پسر يا دختر را نه از تخمك ويا حتي امشاج كه از نطفه مي داند اوست كه جفتهاي نر وماده را آفريده است از نطفه اي آنگاه كه در رحم ريخته مي شود (نجم 45و46)و امروز به لطف پيشرفت دانش مي دانيم كه در همان برخورد اوليه نطفه با تخمك جنسيت جنين تعيين مي شود بدين صورت كه سلولهاي اوليه جنسي كه بعدها تخمك و نيز اسپرم را مي سازد هركدام داراي 46 عدد كروموزم است اين كروموزومها جفت جفت پهلوي هم قرار گرفته اند از 23 جفت كروموزم 22 جفت آنها غير جنسي بوده و يك جفت ازآنها كروموزم جنسي است . در سلولهاي اوليه جنسي تخمك زن كروموزم ها شبيه هم هستند كه از نظر سهولت فهم آن را كروموزم ها ي X مي ناميم ولي سلولهاي اوليه اسپرم مرد يك زوج كروموزم جنسي شبيه هم نبوده يكي بزرگتر از ديگري است كروموزم هاي بزرگتر شبيه ساير كروموزم ها بوده وآن را X مي ناميم و كروموزم كوچكتر رابه اسم كوروموزم Y مي ناميم بطور كلي كوروموزم هاي X بزرگتر از Y است در هنگام كاهش كروموزمي كه در سلولهاي جنسي موجودات براي درست شدن تخمك يا نطفه انجام مي گيرد كروموزم ها نصف مي شود بنابراين تخمك ها هر كدام داراي 23 فرد كروموزم جور است (X ) ولي نطفه بر دونوع اند برخي داراي 23 كروموزم جورX وبرخي داراي 22 كروموزم جور ويك كروموزم ناجورY مي باشد كه نطفه نوع اولي را كروموزم ماده و نطفه دومي را كروموزم نر مي نامند. هنگام لقاح تخمك با اسپرم اگر نطفه اي كه وارد تخمك شده داراي كروموزم Y باشد تخم كه از يكي شدن نطفه و تخمك ساخته شده است داراي 45 كروموزم جور و يك كروموزم ناجور است بنابرين زوج كروموزم جنسي در اين حالت از XY ساخته شده وجنين اينده پسر خواهد بود در صورتيكه نطفه اي كه وارد تخمك شده داراي كروموزم X باشد تخم از 46 كروموزم جور تشكيل يافته وبنابراين كروموزم جنسي XX بوده وجنين آينده دختر خواهد بود بنابراين جنسيت نوزاد فقط از طرف پدر تعيين مي گردد ومادر درآن دخالتي ندارد وقرنهاي قرن مردان دختر زا !! زنان خود را به اتهام اينكه دختر زا هستند مي آزرده اند و به رنج هاي مادران اين رنج را نيز مي افزوده اند.
بكر زايي
گرچه دانش امروز هنوز نمي تواند بدون حضور نطفه مرد جنيني را بوجود آورد ولي برخي آزمايشات نشان داده كه مي توان با يك سري عوامل فيزيكي و شيميايي جانشيني براي سلول هاي نطفه يافت آزمايشهايي لوب و باتايون نشان داده است كه از يك تخمك بارور نشده قورباغه بدون دخالت نطفه به وسيله تكنيكهايي خاص قورباغه جديدي مي توان به وجود آورد به اين ترتيب كه عامل شيميايي يا فيزيكي را جانشين سلولهاي نر كرد ولي در هر حال هميشه وجود يك عامل ماده و رحم وتخمك ضروري است. در نتيجه شايد درآينده پرده از راز تولد حضرت عيسي كه بدون دخالت نطفه مردي به وجود آمده برداشته شود. لازم به توضيح است كه ما در بررسي مسايل علمي همچون دانش روز اراده و انرژي الهي و نيز سنت هاي نامكشوف الهي كه شايد درآينده اي نه چندان دور كشف شود را در نظر نمي گيريم .
جايگزين جنين
"وقتي تخم تشكيل شد تا حداكثر چهار روز در داخل لوله رحمي باقي مي ماند وچون فضاي داخل لوله را مناسب براي رشد ونمو خود نمي بيند تدريجا از آن جا حركت كرده و وارد حفره رحمي مي شود لوله رحم دراين زمان داراي حركات دودي شكل است وجريان مايع داخل لوله به طرف داخل رحم سبب هدايت تخم مي گردد تخم پس از تشكيل تقسيم مي گردد واين تقسيمات ادامه دارد مقارن اين زمان كه سلول تخم شروع به تقسيم شدن كرده است مخاط رحم براي لانه گزيني آماده شده بدين ترتيب كه ضخامتش به حداكثررسيده و پرخون شده است. تخم پس از رسيدن به مخاط رحم با مكانيسم مخصوصي وارد آن مي شود به اين ترتيب كه تخم در يك قسمت توسط سلولهاي خود مخاط را سوراخ نموده ودر داخل آن مي شود وما بين غدد مخاط لانه گزيني مي نمايد. تاريخ اين عمل معمولا در بيست وپنجمين روز دوره ماهانه است. هنگامي كه تخم به رحم مي رسد بصورت يك توده سلولي در آمده است كه از نظر شكل ظاهري به توت فرنگي شباهت دارد پس از لانه گزيني جنين داخل رحم سلولهاي سطحي آن از سلولهاي داخلي جدا گشته وبه صورت سلولهاي استوانه اي در مي ايند كه جوانه هاي اوليه جفت را تشكيل مي دهد وظيفه اين سلولها تامين غذا براي جنين است وبه اين ترتيب زمينه براي لانه گزيني تخم در رحم فراهم مي شود .سپس سلولهاي تغذيه كننده به درون لايه مخاطي رحم نفوذ كرده وبه آن معلق مي شوند واين كار مدت 24 ساعت ادامه مي يابد و بدين ترتيب مرحله شكل گيري علقه كامل مي شود شايد زيبايي تعبير قرآن جز براي كساني كه موفق به مشاهده اين توده سلولي بصورت معلق ( ونه كاملا چسبيده به رحم ) شده اند قابل درك نباشد. اي مردم اگر از روز رستاخيز درترديد هستيد ما شما را از خاك و سپس از نطفه, آنگاه از علقه و... بيافريده ايم (حج 5 ).
رشد و شكل گيري جنين
در اين مرحله كه از هفته سوم آغاز مي شود دو بخش مهم آن توده داخلي سلولي و لايه تروفوبلاست به ترتيب شروع به تشكيل جنين واندامهاي فرعي جنين مي كنند.ابتدا سلولهاي توده اي داخلي تشكيل سه لايه زاينده جنيني مي دهد اين لايه هاي به نامهاي اكتودرم ,مزودرم وآندودرم معروف هستند تا پايان هفته چهارم هيچگونه تمايزي دراعضاي بدن وجود ندارد دراين مرحله مي توان جنين را توده سلولي نامتمايز خواند
سپس جنين وارد مرحله بسيار حساس وسختي مي شود از ابتداي ماه اول مرحله تمايز لايه هاي زاينده وتغيير شكل وحركت سلولهاي آنها شروع مي شود هر يك از اين لايه ها مسئوليت تشكيل يكي از دستگاهها يا اندامهاي بدن را به عهده مي گيرند آنهم به گونه اي هماهنگ با رشد وتكامل اندامهاي ديگر تا اينكه انسان به نيكوترين وجهي ( احسن تقويم ) آفريده شود شكل جنين ظاهر مي گردد سر وبدن متمايز شده و دست وپا ها بصورت برامدگي هايي كوچك نمايان مي شوند مرحله تمايز لايه هاي زاينده در ماه دوم شروع وتا پايان ماه سوم بارداري كامل مي گردد .
پس درحقيقت جنين در دو ماه اول بارداري دو مرحله را پشت سر مي گذارد:
مرحله اول كه درآن توده سلولي داراي هيچگونه اندام مشخصي نيست ومرحله دوم كه اندامهاي بدن در آن متمايز شده اند قرآن اين تمايز وعدم تمايز را با واژه تخلق مشخص كرده است اي مردم اگر از روز رستاخيز در ترديد هستيد ما شما را از خاك وسپس از نطفه آنگاه از علق وسپس از مضغه (پاره گوشتي جويده) شكل يافته وشكل نيافته بيافريده ايم تا قدرت خود رابرايتان آشكار سازيم وتا زمان معين هر چه را خواهيم در رحمها نگاه داريم آنگاه شما را كه كودكي هستيد بيرون مي آوريم … (حج/5)
جالب اينكه در اين ماه از عمر جنين دو برجستگي از طناب پشتي جنين كه بعدا ستون فقرات را تشكيل مي دهد بوجود مي آيند اين دو برجستگي را لوله هاي تناسلي مي نامند جنسيت جنين كه در لقاح تعيين گرديده باعث مي شود كه اين لوله هاي تناسلي رشد متفاوتي داشته باشد اگر مقرر شده كه جنين پسر باشد از هفته ششم شروع به ساخت بافتهاي شبيه به بيضه را مي كند اما اگر مقرر شده است كه جنين دختر باشد اين لوله هاي تناسلي از هم متمايز شده تا هفته دهم بافتهايي شبيه بافت هاي تخمدان را تشكيل دهد و بدين ترتيب بيضه ها وتخمدانها كه از يك مبدا يعني طناب پشتي (كمر) نشات گرفته اند در آينده شروع به توليد نطفه وتخمك مي كنند اين اشارت ظريف را قرآن در آيه اي بيان فرموده است وپروردگارت از پشت بني آدم فرزندانشان را بيرون آورد و بر خودشان گواه گرفت… ( اعراف/ 172)
در حاليكه سلولهاي جنين در حال رشد به طي مراحلي كه بيان گرديد مشغول مي شوند سلولهاي تغذيه كننده وظيفه تامين غذا و هوا را به عهده مي گيرند تا بارداري تحقق يابد و ملحقات جنين ازآن به وجود مي آيد و از جمله اين ملحقات پرده هاي سه گانه اند كه از داخل به خارج همديگر را احاطه كرده اند وعبارتند از :
پرده آمنيون : اين پرده حفره آمنيون را كه پر از مايع زلالي است به نام آمنيون وجنين در آن شناور است احاطه مي كند
پرده كوريون: كه سلولهاي سطحي آن به داخل غشا مخاطي رحم نفوذ مي كند
كيسه زرد : كه عبارت است از غشاي مخاطي جداره رحم پس از لانه گزيني تخم كه بعدا جفت را تشكيل خواهد داد وبه اين دليل جفت ناميده شده كه به همراه جنين از رحم خارج مي شود
خدا در بيان چگونگي آفرينش جنين به اين سه پرده نيز اشاره مي كند شما را در شكم مادرانتان در تاريكي هاي سه گانه آفرينش ببخشيد (زمر/ 6) آنچه كه ما پرده ناميده ايم قرآن از آن به تاريكي ياد كرده است مي بينيم كه قرآن به اين پرده هاي سه گانه با يك تصوير واقعي از جو تاريكي پيرامون جنين اشاره مي كند.
استخوان بندي جنين
جنين در ماه دوم 4 سانتي متر طول دارد در آخر اين ماه چهار جوانه اي كه بصورت دست وپا تشكيل شده بودند بزرگتر شده وساق پا وبازوها وانگشتان كوچكي را به وجود مي آورند آخر دو ماهگي جنين به اندازه 9 سانتي متر طول دارد و در جنين نقاط استخواني ظاهر شده است قرآن پس از اينكه سير تكامل جنين از نطفه تا مضغه را بيان مي كند , سپس به مرحله استخوان بندي جنين نيز اشاره مي كند ... آنگاه از آن نطفه علقه را آفريديم واز آن علقه مضغه واز آن مضغه استخوانها آفريديم... (مومنون/14) رشد سريع جنين از ماه سوم آغاز مي شود واندامهاي شكل يافته به سوي تكامل مي روند دستگاه گوارش و قلب ازهمان دوران جنيني فعاليت خود را آغاز مي كند ومغز استخوان به توليد خون مي پردازد سومين ماه جنين به اندازه 16 تا 20 سانتي متر است وتمام دستگاههاي جنين تشكيل شده است بدن از پوست خيلي نازك و شفافي پوشانده شده و تغذيه توسط جفت كامل گرديده است قرآن در ادامه تشريح سير تكاملي جنين از اين مرحله با نام پوشاندن استخوانها توسط گوشت اشاره كرده است .. سپس او را نطفه اي در جايگاهي استوار قرار داديم ؛ آنگاه از آن نطفه علقه را آفريديم و از آن علق مضغه و از آن مضغه استخوانها آفريديم و استخوانها را به گوشت پوشانديم.. (مومنون / 14)
زنده شدن جنين
عموما مهمترين اتفاقي كه درماه چهارم براي جنين پيش مي آيد حركت وفعاليت قلب ورشد سريع جنين و شكل گيري اندامهاي خارجي است در ابتداي ماه چهارم به دليل عصب دار شدن اندامها حركت جنين آغاز مي شود و زن باردار در ماه چهارم حركت جنين را كاملا احساس مي كند ومعمولا جنين دختر زودتر از پسر شروع به حركت مي كند ضربان قلب جنين از ابتداي ماه چهارم آغاز مي شود وكاملا شنيده مي شود شايد آگاهترين فرد به اين مرحله وحتي بيش از پزشكان مادري است كه با اولين حركت جنين چيزي را در درون خود احساس مي كند كه قبلا وجود نداشت احساس مي كند كه روح ديگري در اعماق او به وجود آمده واز اين بابت احساس آرامش ورضايت نموده و لبخند شادي بر چهره اش مي نشيند در اين ماه است كه انرژي الهي را به وضوح در جنين مي يابيم و اولين تپش هاي قلب او را مي شنويم خلقتي نو به اين جنين تكامل يافته داده مي شود وحيات مي يابد سپس او را نطفه اي در جايگاهي استوار قرار داديم ؛ آنگاه از آن نطفه علق را آفريديم واز آن علق پاره گوشتي واز آن پاره گوشت استخوانها آفريديم واستخوانها را به گوشت پوشانديم بار ديگر او را آفرينشي ديگر داديم پس آفرين باد برخداوند او كه بهترين آفرينندگان است( مومنون /14)
قطعي ترين راه تشخيص حاملگي دراين ماه است حركت جنين و شنيدن صداي ضربان قلب او قطعي ترين راه شناسايي بارداري در يك زن مي باشد چرا كه ساير علايم از قبيل قطع سيكل ماهانه ويار و.. علايم يقيني نيستند زيرا بسياري از بيماريها نيز ممكن است همين عوارض را داشته باشد براي همين است كه قرآن به زنان شوهر از داده دستور مي دهد كه تا چهار ماه و ده روز از ازدواج مجدد خودداري كنند تا وضعيت بارداري آنان از شوهر قبليشان مشخص گردد. وكساني كه از شما بميرند و زناني برجاي گذارند آن زنان بايد كه چهار ماه و ده روز انتظار كشند. (بقره/234)
زمان بارداري
براي يك مدت زمان تعيين شده و تقريبا ثابت كه به دوران بارداري معروف است و تقريبا 280 روز يا 40 هفته است يعني معادل 9 ماه پس از آن جنين قادر خواهد بود در دنياي جديدي به زندگي خود ادامه دهد قرآن اين مدت را قدر معلوم ياد كرده است و گفته است كه اين مدت بهترين ومناسبترين مدت ممكن است واگر اين مدت كم وزياد شود زيان آن متوجه جنين ويا مادر خواهد بود اگر بيش از 42 هفته به طول انجامد بارداري طولاني ناميده مي شود كه جنين در معرض خطرات ناشي از كمي اكسيژن به دليل كاهش مبادلات گازي قرار مي گيرد و نيزامكان سختي زايمان به دليل بزرگ شدن سر جنين وجود دارد و اگر از 38 هفته كمتر باشد آن را زايمان زودرس مي نامند نوزادي كه پيش از موعد متولد شود وزني كمتر از نوزاد به موقع متولد شده داردو از اين بابت در معرض خطرات بسياري قرار دارد هر چه وزن نوزاد كمتر باشد خطرات بيشتري متوجه اوست ومهمترين اين خطرات كه 50 درصد مرگ ومير اين نوزادان را باعث مي شود ضعف وناتواني سيستم دفاعي بدن است با بررسي اين موضوع درمي يابيم كه زمان بارداري نيز جزو همان اندازه هايي است كه او مقرر فرموده ودرآن تدبيري نهفته است آيا شما راازآبي حقير نيافريديم ؟ آنگاه در قرارگاهي استوار قرار داديم ؟ تا مدتي معين ؟ وما تقدير مدت رحم كرديم كه نيكو مقدر وحكيمي هستيم (مرسلات/20و24) عوارض ديگري نيز وجود دارد كه خارج از حوصله اين بحث مي باشدو علاقمندان مي توانند به منابع اشاره شده مراجعه نمايند.
ولي كمترين زمان لازم براي اينكه نوزاد متولد شده زنده بماند شش ماه تمام است امروزه جنين هايي را كه در شش ماهگي به دنيا مي آيند نيز بوسيله دستگاههاي ويژه اي نگهداري و تغذيه مي كنند تا زنده بماند ولي نوزادي كه در هفت ماهگي متولد مي شود با مراقبت هاي خاص مي توان آنها را زنده نگه داشت به هر حال كوتاهترين مدت بارداري شش ماه است و براي همين قرآن مدت بارداري و شيردهي را سي ماه مي داند كه بايست كودك را در دو سالگي از شير باز گرفت آدمي را به نيكي با پدر ومادر ش سفارش كرديم مادرش بار او را به دشواري برداشت و به دشواري بر زمين نهاد ومدت حمل تا از شير باز گرفتنش سي ماه است (احقاف / 15) پس از گذشت دو سال طفل را از شير باز گيريد (لقمان/ 14). بنابراين از 30 ماه 24 ماه براي شير دهي مي توان فرض كرد وكمترين زمان بارداري شش ماه بدست مي آيد.
زايمان
پس از سفري هيجان انگيز كه چهل هفته به طول انجاميد و تمام جنبه هاي بديع در آن تجلي يافت جنين آمادگي و توانايي خود را براي رويارويي با زندگي خارج از رحم اعلام مي دارد و رحم چاره اي جز فراق نمي بيند بدين ترتيب انقباضات متناوب وادواري رحم آغاز مي شود كه ابتدا بصورتي كوتاه و ضعيف هر 15-20 دقيقه وسپس بر شدت آن افزوده مي شود و فاصله آن كوتاهتر مي شود .دراين زمان زن باردار احساس دردهاي شديدي مي كند از نوع دردهايي كه حضرت مريم را به طرف نخل خرما كشاند ومنجرب به تولد حضرت مسيح گرديد. در مورد تغذيه زنان باردار نيز نكته ظريفي در اين داستان وجود دارد كه در بين داستان بدان اشاره كرده است وآن اشاره به مواد غذايي كه باعث آساني زايمان مي گردد آنگاه كه درد زايمان او را فرا گرفت زير شاخه درخت خرمايي رفت … در آن حال از زير آن درخت او را ندا داد كه غمگين مباش كه خدايت از زير قدم تو چشمه آبي جاري گردانيد اي مريم شاخ درخت را حركت بده تا كه از آن براي تو خرماي تازه فرو ريزد پس از اين رطب تناول كن واز اين چشمه آب بياشام وچشم خويش را روشن دار. ( مريم /12تا 26) .آزمايشاتي كه بر روي خرماي تازه انجام پذيرفته نشان مي دهد كه اين ميوه داراي ماده اي است كه رحم را منقبض و عضلات آن را در ماههاي پاياني دوران بارداري تقويت كرده و زايمان را آسانتر مي گرداند واز طرف ديگر فشار خون را در زنان باردار براي مدت كوتاهي پايين آورده كه اين امر باعث مي شود زنان به هنگام زايمان دچار خونريزي كمتري بشوند.
آنچه اشاره شد گوشه اي از دنياي با عظمت درون شكم مادر است كه در مقايسه با جنين خود دنياي است به پهناي دنياي بيروني آن و چون جنين مدت تكامل خود را طي كرد و به كمال انساني رسيد در دنياي تنگ وتاريك شكم مادر مي ميرد ودر دنياي روشنايي ما زنده مي گردد تا كه در شكم اين دنيا نيز مدتي معلوم سير تكامل را طي كند واز اين دنيا بميرد ودر دنيايي ديگر چشم به جهان بگشايد.
منابع:
طب درقرآن , تاليف دكتر عبدالحميد دياب و دكتر احمد قرقوز, ترجمه علي چراغي , انتشارات حفظي, 1370
دانستني هاي زناشويي , تاليف دكتر مهدي موحدي , انتشارات علمي ,1367
9 ماه انتظار , دكتر شعاع فروغي , انتشارات چهر , 1360
مناظره دكتر وپير , هاشمي نژاد , انتشارات شهيد هاشمي نژاد ,1372