بخش سوم : علي درلباس رهبر جامعه اسلامي
«اكنون همه مردم منتظرند كه ببينند آن علي كه تا قبل از رسيدن بهحكومت از حكام مستبدواز وضع نظامهاي سياسي پيشين انتقاد ميكردخود چگونه حكومت خواهد كرد؟آيا آن شعارهاي انتقادي جزو تبليغاتانتخاباتي بود يا كه واقعاًعلي درصدد انجام وعدههاي خود است.»
امام علي سرانجام دركسوت رهبر اسلامي قرارگرفت واكنون همه مردم منتظرند كه ببينند آن علي كه تا قبل از رسيدن بهحكومت از حكام مستبد واز وضع نظامهاي سياسي پيشين انتقاد ميكرد خود چگونه حكومت خواهد كرد؟ آيا آن شعارهايانتقادي جز و تبليغات انتخاباتي بود يا كه واقعاًعلي در صدد انجام وعدههاي خود است و مردم از نخستين لحظات انتخاب عليدريافتند كه علي مرد عمل است و آنچه كه در آغاز حكومتش به مردم وعده داده است را واقعاًپي خواهد گرفت. زمان زمامداريعلي هر چند كوتاه بود ولي دريايي از نكات و درسهاست كه هركدام از آنهارابايد در كتابي مجزا بررسي كرد ولي دراين مجال اندكبه برخي از ابعاد حكومت علي اشاره ميكنيم باشد كه روزي بتوانيم بطور مفصل اين بحث هارا مطرح كنيم.
ساده زيستي ومبارزه باتبعيض درحكومت علي
مردم شايد مشكلات اقتصادي راتحمل كنند، اماتبعيض راهرگزتحمل نميكنند ساده زيستي ورفع تبعيض ازجامعه دوعاملبسيارمهمي است كه رهبر را در چشم مردم عزيز ميدارد. اين دوخصيصه در هر رهبري باشد او را درتاريخ جاودانه ميسازد و مردماز او به نيكي ياد ميكنند و علي رهبري بود كه هر دوي اين خصيصه را در وجودش داشت. «علي عليه السلام درزمان خلافتشنهايت درجه ساده زيستي رارعايت ميكرد يك رهبر مخصوصا اگر جنبه معنوي و روحاني هم داشته باشد هرگز به خود اجازهنميدهد كه براي خود جلال و جبروت قايل شود جلال وجبروت او همان معنويت اوست درهمان قناعت اوست، در روح اوستنه درجسمش ونه درتشكيلات حكومت ظاهريش.»اوعلت فقر جامعه رادر مال اندوزي و دوري حاكمان آن جامعه از ساده زيستيميداند.ساده زيستي رهبراسلامي پيش از همه باعث ميشود كه قشر فقير جامعه اين احساس رابكنند كه رهبر به فكر آنهاست وخود درد فقر و نداري را ميچشد به همين دليل از حكومت خود را دور وغريب احساس نميكنند و حكومت راازخودشانبدانند.يكي ازآفتهاي قدرت تكبراست كه باعث ميگردد حكومتها به سوي زوال ونابودي حركت كنند علي تكبر را از خود دوركردهبود و با ساده زيستي خود از احساس تكبرو خودپسندي خود را رهانده بود اوخود ميگويد كه خدا هر متكبري راخوار مي كندو هرسركشي رابيمقدار ميگرداند به مالك اشتر توصيه ميكندكه بزرگي حكومت خدا را در نظر بگيرتادولت چند روزهات درايندنيا بي مقدار جلوه كند.
در حكومت علي نشانهاي از تشريفات نيست علي باتشريفات مخالف است و جلال و جبروت حكومت رانه در تشريفاتزايد سياسي (كه مردم راآزار ميدهد وهزينههاي سرسام آوري دردست مردم باقي ميگذارد.)كه در همگامي با مردم و رفع ستم ازآنان ميداند.«درسفري كه امام علي به ايران داشت وقتي كه ايرانيان به پيشواز آن حضرت آمدنداز سران كشاورزان و دهقانها شروع بهدويدن درجلوي ايشان كردند، حضرت صدايشان كرد و فرمود چكار ميكنيد؟ گفتنداين احترامي است كه مابراي بزرگان خود بجايميآوريم كه در ركابش ميدويم، به احترام شما چنين كاري ميكنيم. امام فرمودند شما بااينكار خودتان را پست و حقير ميكنيد،به آن بزرگ هم سودي نميرسد من ازاين تشريفات بري ومبري هستم انسان هستيد و آزاد من بشري هستم همانند شما.» علي نهتنها ازتشريفات بيزار بود كه در مجالسي هم كه تشريفات فراوان بود و اشراف درآن بودند وكسي از تودههاي ضعيف جامعه حضورنداشتند شركت نميكردند و به زيردستان خود نيز اكيداًدستور داده بود كه درچنين مجالسي پاي نگذارند.
خود آن حضرت در فلسفه ساده زيستي خود چنين ميفرمايد: «اگر ميخواستم ميتوانستم از عسل مصفا ومغز گندموبافتههاي ابريشم براي خود خوراك وپوشاك تهيه كنم اما هيهات كه هواو هوس برمن غلبه كند...درحاليكه ممكن است درسرزمين حجاز يا يمانه كسي باشد كه حتي اميد به دست آوردن يك قرص نان نداشته باشد ونه هرگز شكمي سير خورده باشد.آيامن با شكمي سير بخوابم درحاليكه درپيرامونم شكمهاي گرسنه وكبدهاي سوزاني باشد؟ آيا به همين قناعت كنم كه گفته شودمن امير مؤمنانم امابا آنان درسختيهاي روزگار شركت نكنم؟ و پيشوا و مقتداي آنان درتلخيهاي روزگار نباشم؟» آري عليپيشواي حكومت بزرگ اسلامي از كوفه پايتخت حكومتش نگران گرسنگي مردمان حجاز ويمانه است وبه خاطر آنان شكم سيرنميخورد و آسوده نميخوابد. علي مظهر ساده زيستي درعين حال شكوه وعظمت است واين رمز جاودانگي علي درطولهزارو چهارصد سال است .
عدالت و عدم تبعيض درحكومت امام علي يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد است كه كمتر حكومتي توانسته به پاي عدالتعلي برسد به حدي كه جرجي زيدان نويسنده مسيحي علي را كشته عدالت خويش ميداند. عمده مخالفان علي كساني بودند كهقبل از حكومت علي ازعنايات ويژه خلفاي قبلي برخوردار بودند وازهمين راه ثروتهاي كلاني به چنگ آورده بودند.«علي عليهالسلام پسازاينكه خلافت راپذيرفت به همگان اعلام كرد كه :ايهاالناس! من اكنون اعلام ميكنم آن عده كه از جيب مردم و بيتالمال جيب خود راپر كردهاند املاكي سرهم كردهاند، برمركبهاي عالي سوار شدهاند فردا كه جلوي آنها رابگيرم و آنچه از راهنامشروع بدست آوردهاند را از آنان بازستانم و فقط به اندازه حقشان نه بيشتر برايشان باقي گذارم نيايند و بگويند علي بن ابيطالبمارااغفال كرد من امروز به صراحت ميگويم تمام مزايا را لغو خواهم كرد حتي امتياز مصاحبت پيغمبر و سوابق خدمت به اسلامرا. هركس درگذشته به شرف مصاحبت پيغمبر نائل شده و توفيق خدمت به اسلام را پيدا كرده اجر وپاداشش باخداست اين سوابقدرخشان سبب نخواهد شد كه ما امروز درميان آنان و ديگران تبعيض قايل شويم، هركس امروز نداي حق رااجابت كندوبه دينماداخل شود و به قبله ما رو كند ما براي او امتياز مساوي با مسلمانان اوليه قايل ميشويم شما بندگان خداييد و مال مال خداستو بايد بالسويه در ميان همه شما تقسيم شود هيچكس ازاين نظر بر ديگري برتري ندارد فردا حاضر شويد كه مالي دربيت المالهست و بايد تقسيم شود. روز ديگر مردم آمدند و آن حضرت موجودي بيت المال رامساوي بين همه تقسيم كرد به هرنفر سه ديناررسيد. مردي گفت يا علي توبه من سه دينارمي دهي و به غلام من نيز كه تا ديروز برده من بود سه دينار ميدهي علي فرمود هميناست كه ديدي. عدهاي كه ازسالها پيش به تبعيض وامتياز عادت كرده بودند مانند طلحه وزبير وعبدالله بن عمر وسعيدبن عاصومروان حكم آن روز از قبول سهميه خودداري كردند و از مسجد بيرون رفتند.روزبعد كه مردم درمسجد جمع شدند اين عده همآمدند اما جدا ازديگران دورهم نشستند و پس از مدتي وليدبن عقبه رااز ميان خود انتخاب كردند و نزد علي فرستادند وليدبهحضور علي آمد و گفت يااباالحسن اولاًتوخودت ميداني كه هيچ كدام ازما كه اينجا نشستهايم به واسطه سوابق تو در جنگهاميان اسلام و جاهليت ازتودل خوشي نداريم غالباًاز هر كدام مايك نفر يا دو نفر درآن روزها به دست تو كشته شده است ازجملهپدر خودم در بدر به دست تو كشته شده است اما ازاين موضوع به اين شرط ميگذريم كه سخن ديروز خودراپس بگيري، به گذشتهكارنداشته باشي علي فرمود اما موضوع خونهايي كه در جنگ اسلام و جاهليت ريخت من مسئوليتي ندارم زيرا آن جنگها شخصينبود جنگ حق وباطل بود شما اگرادعايي داريد بايد از جانب باطل عليه حق عرض حال بدهيد نه عليه من اما موضوع حقوقي كهدرگذشته پايمال شده است من وظيفه دارم كه حقوق پايمال شده رابه صاحبانش برگردانم دراختيارمن نيست كه ببخشم و صرفنظركنم. وليدبرگشت وگزارش دادآنها دانستند كه سياست علي قابل انعطاف براي اشراف نيست ازآن ساعت تحريك واخلال بر ضدعلي راآغاز كردند. علي روز ديگر به مسجد رفت و بالاي منبر ايستاد و رو به همگان گفت...مابراي كسي نسبت به كس ديگر جزبهمقياس طاعت خدا وپيغمبر برتري قايل نيستيم اين كتاب خداست درميان شما وما وآن هم سيره روشن پيغمبر شما كه آگاهيد ومي دانيد. پس ازاين خطبه براي دوست ودشمن قطعي ومسلم شدكه تصميم علي قطعي است هركس تكليف خودرافهميدكسي كهميخواست وفادار بماند ماند وآن كس كه به چنين برنامهاي نميتوانستند تن بدهند يا مانند عبدالله بن عمر كنارهگيري و انزوااختيار كرد و يا مانند طلحه وزبير ومروان تا پاي جنگ وخونريزي حاضر شد.»
در مبارزه علي با تبعيض همين بس كه خطاب به پسر عمويش كه مرتكب خلاف شده بود گفت «به خداقسم اگر حسن وحسينهم مرتكب اين جرم ميشدند به آنها هم ارفاق نميكردم.»
سياست علي براساس مقتضيات زمان
بحث مطابقت حكومت اسلامي با شرايط و مقتضيات زمان يكي از بحثهاي مهم درباره سياست است كه ناديده گرفتن اينبحث باعث انحراف شديد حكومت اسلامي از آرمانها واهداف بلندش ميشود. امام علي به عنوان اولين رهبر شيعه پس از وفاتپيامبراكرم در حكومت چهارسال واندي خود نشان دادكه حكومت اسلامي باگذشت زمان و رشد سياسي واجتماعي واقتصاديجامعه نيازبه اجتهادها ودستورات ثانويه حكومتي دارد تا مطابق زمان پيش برودو به جمود وانحطاط كشيدهنشود.مسلمااگرحكومت امام علي ادامه مييافت وگذر زمان برحكومت آن حضرت سايه ميافكند و ياپس از او ديگر ائمهبزرگواراسلام به مسند حكومت دست مييافتند ازآن بزرگواران موارد زيادتري از عمل به دستورات اسلام مطابق بازمان ديدهميشد،بااينحال شواهدودلايل متعددي دال بر حكومت امام علي برحسب مقتضيات زمان ديده ميشود كه قابل انكارنيست .
در اينجا به ذكر چند نمونه از رفتارامام علي ونيز امام صادق در همين زمينه ميپردازيم اميد كه در مقالهاي ديگر مفصل دراينباره بحث وبررسي كنيم .
آنچه درباره رفتار حكومتي اميرمؤمنان در زمان زمامداريش نقل شده است بستن زكات بر اسبها بود باآنكه در زمان رهبر قبليچنين رفتاري از پيامبر صادرنشده بود و پيامبراسلام زكاتي براي اسبها مقرر نفرموده بود،اين مسئله نشان ميدهد كه رهبر جامعهاسلامي ـ كه فقيه و زمان شناس است ـ هركجا كه به صلاح مردم بداند ميتواند احكامي مطابق با روح اسلام صادركند هر چند كهچنين احكامي پيش از او نبوده است استاد مطهري درباره اين مسئله اينگونه توضيح ميدهد: «وضعيت اسب واسب داري در زمانامام علي به گونهاي بود كه اميرمؤمنان برحسب مصلحت آن زمان از اختياراتي كه به عنوان يك رهبر داشتند استفاده كرده و زكاتاسب را وضع نمودند ممكن است زماني ديگر شرايط تغيير كند و زكات اسب واجب نباشد» اين مسئله يعني درنظر گرفتن زمانبايد مورد توجه حكومتهاي اسلامي قراربگيرد و با در نظر گرفتن روح احكام اسلامي مطابق شرايط زمان و مكان قوانين و مقرراتاسلامي راپياده كنند چراكه پياده كردن احكام مطابق با روح جامعه اسلامي در 1400 سال قبل منجرب به ناكارآمدي حكومتاسلامي در زمان حاضر خواهد شد.
درباره ساير مسايل اجتماعي و فردي نيز گاهي رفتارهايي رادر سيره ائمه بزرگوارمي بينيم كه ما رابيشتر به مسئله تطابق احكاماسلام با مقتضيات زمان راهنمايي ميكند. «نوشتهاند شخصي از حضرت علي انتقاد كردكه چرا شما ريش خود را رنگ نميكنيدمگر پيغمبر دستور نداده بودند كه موي سفيد رارنگ كنيد؟ آن حضرت فرمود اين دستور خود اصالت ندارد براي منظوري بود كهدرآن زمان وجود داشت ولي حالا اين منظورنيست. علت آن فرمايش پيامبربه اين خاطربود كه درزمان آن حضرت عدد مسلمينكم بود و در ميان سربازان اسلام كه درجنگها شركت ميكردند افراد مسن زياد بود و ريش تمامي آنهاسفيد شده بود، پيغمبر براياينكه دشمن ازاينكه ببيند يارانش همه پيرند و قوت قلب بگيرد دستور داده بودكه سپاهيان اسلام ريشهاي خود را رنگ بزنند.ايندستوري بود مطابق آن زمان وامروز ديگر نيازي به اين دستور نيست واصل همان روح دستور است كه هرگونه قوت قلب دادن بهدشمن راممنوع ميداند. حال اگر سيرت علي نبود وتوضيحي آن حضرت نداده بود ما ميگفتيم پيامبر فرموده ريشها رارنگ كنيد وتا قيامت به ريش مردم چسبيده بوديم كه حتما بايد ريشها رارنگ كنند!»
علاوه براين موارد ذكر شده ازسيرة امام صادق نقل شده است كه ايشان لباسهاي خوش دوخت ولطيفي ميپوشيدند وهنگاميكه موردانتقاد مردم قرارمي گرفتند اشاره به اين موضوع ميكردند كه اگر در زمان امام علي ايشان لباسهاي خشن ميپوشيدندبخاطراين مسئله بود كه سطح اقتصادي جامعه اسلامي پايين بود و آن حضرت براي رعايت اصل مساوات رهبر با مردم آنگونهلباس ميپوشيد ولي امروز كه مردم در حكومت اسلامي داراي سطح رفاهي واقتصادي بالايي هستند رهبر باز طبق اصل مساواتبامردم مثل آنان لباس ميپوشد و هم رنگ مردم عادي ميگردد تا مردم رهبر را همانند خودبدانند وبه اواعتماد كنند.
همانگونه كه قبلا اشاره كرديم تشخيص احكام مطابق زمان نياز به كارشناسيهاي عميق دارد كه انتظار ميرود روحانيون وحوزههاي علميه سعي بيشتري دراين باره كنند و احكام اسلامي را مطابق بامقتضيات زمان گردانند چراكه كارآمدي يك حكومتدرقرن حاضر كه قرن انفجاراطلاعات است به مطابق زمان بودن قوانين آن و رفع نيازهاي امروزي مردم بستگي دارد.