بخش پنجم : علي ودولتمردانش

«درباره علي ودولتمردانش سخن بسياراست وفقط درباره پيام اوبهمالك اشتر صفحهها ميتوان نوشت ولي دراين فرصت اندك مجالپرداختن به همه آنها نيست وبه همين مقداركه ازلابلاي آن پيام نكاتياستخراج شده ودراين مقاله آمده است اكتفا مينماييم.»

با اينكه كشور تحت امر علي بزرگ بود و دستگاههاي ارتباطي وجابجايي به صورت كنوني نبود اما امام از ريز مسايلفرمانداران خود با خبربودوتوسط بازرسان مخفي تمام حالات ورفتارهاي آنان رامورد بررسي قرارمي دادند.

اونه تنها براي فرمانداران خود بازرسان مخفي امين گمارده بود بلكه ازفرماندارانش ميخواهد كه آنان نيز براي زيردستان خودبازرسان مخفي قراردهند و دليل اين كار رااينگونه بيان ميدارد:«دركارهاي زيردستان خويش كاوش ورسيدگي كن وبازرسهايراستكار و وفادار برآنان برگمار زيرا خبرگيري و بازرسي نهاني توبه كارهاي آنان سبب وادار نمودن ايشان به امانت داريومدارانمودن ونرمي بامردم »

درامر حكومت علي تابع ضوابط بود نه روابط فردصالح وباتخصص لازمرابه سوي استانها ميفرستادو با كسي دراين بارهرودربايستي نداشت. هنگامي كه خطايي از كسي سر ميزد واين خطاها مكررمي شد و توسط بازرس ان امين خود به او گزارشميشد فورابه اونامه مينوشت وتذكرمي دادو اگر مؤثر نميبود آن فرماندار راعزل و كس شايستهتري راجايگزين او مينمود.چنانكه هنگام عزل معاويهاز حكومت مصر برخي او را نصيحت ميكردند كه بنا به مصلحت نظام اسلامي تا مدتي معاويه رابرسركارنگه داردولي ايشان بر سر كار بودن معاويه رابه مدت حتي براي يك روز هم نپذيرفت وهيچ مصلحتي را بالاتراز عدالتندانست. او حتي باپسر عموي خودنيز رودربايستي نداشت و خطاي اورا به اوگوشزد ميكرد.گاه كه فرمانداري خيانتميكرداينگونه به اوعتاب ميكرد:«به من خبردادند كه تو درپيروي از هوي و هوس فروگذاري نميكني وبراي آخرتت چيزي باقينگذاشتهاي ،دنيايت رابا ويراني آخرت آباد مي كني وپيوندت راباخويشاوندانت به قيمت قطع دينت برقرارمي كني اگرآنچه ازتو بهمن رسيده درست باشد شترباركش خانواده ات وبند كفشت از تو بهتر است وكسي همچون تو نه شايستگي اين راداردكه حفظمرزي رابه اوسپارند ونه كاري به وسيله او اجراشودويا قدرش را بالا برند ويا در امانتي شريكش سازند ويا درجمع آوري بيتالمال به او اعتماد كنند.به مجردرسيدن اين نامه به سوي من حركت كن.» امام درپيامش به مالك اشتر درباره خيانت مامورانحكومتي اينگونه ميفرمايد:«اگريكي دست به خيانت زد وگزارش بازرسان پنهانت همه باهم خواندكيفراورا باتنبيه برسان ،آنچهبدست آورده بستان ،اوراخوار كن وخيانتكار شمار و طوق بدنامي رادرگردنش درآر.»

امام حساسيت شديدي درباره حضور فرمانداران وسران كشوردرمهمانيهاي مجلل واشرافي داشت وبه نمايندگان خوددستوراكيد ميدادكه درمجلسي كه درآن فقير ونيازمندي نيست واردنشوند. وقتي كه به حضرت خبررسيدكه عثمان ابن حنيف انصاريحاكم بصره راگروهي ازاهل بصرهبه مهماني خواندهاندواونيزرفته است به اونامة مينويسد واين گونه به او عتاب ميكند:«اي پسرحنيف به من رسيده است كه يكي از جوانان بصره تورابه طعام عروسي خوانده است وتوبه سوي آن طعام شتابان رفتهايوخورشهاي رنگارنگ گوارابرايت خواسته وكاسههاي بزرگ به سويت آورده ميشد، گمان نداشتم توبه مهماني گروهي كهدرويشان ونيازمندان رابرانند و توانگران رابخوانند بروي ،پس نظر كن به آنچه دندان به آن مينهي ازاين خوردني و چيزي راكه برتوآشكار نيست بيفكن وآنچه راكه به پاكي راههاي بدست آموردن آن دانايي بخور.»

به امام علي خبرمي آورند كه مصقله بن هبيره شيباني فرماندار اردشير خره غنايم جنگي رابين عربهاي خويشاوندخودتقسيم ميكردنامهاي خطاب به اومي نگاردو درآن به اومي فرمايد:«به من خبررسيده كه اگر آنرابجا آورده باشي خداي خودرابهخشم آوردهاي وامام وپيشوايت راغضبناك ساختهاي كه تو اموال مسلمانها را كه نيزههاي واسبهاي آنان آن اموال راگردنمودهوخونهايشان برسرآن ريختهشده رادربين عربهاي خويشاوندت كه برگزيدهاي تقسيم ميكني ،سوگند به كسي كه دانه رادرزيرخاكشكافت وروح انساني راآفريداگراين گزارشها درست باشدتودرنزدمن خوارخواهي شدو ارزش و مقدارت كم خواهد شد، حقپروردگارت راسبك مشمار و دنيايت رابانابودي دينت آبادمساز كه از زيانكارترين افرادخواهي شد.آگاه باش حق مسلماناني كهنزدمن ياپيش توست درتقسيم اين اموال مساوي است بايدهمة آنها به نزدمن آيندوسهميه خود راازمن بگيرند.»

امام علي نسبت به دارايي دولتمردان خويش نيز حساس بود ودرباره آنها از دولتمردان خويش توضيح ميخواست وقتي كهشريح بن حارث قاضي آن حضرت خانهاي به قيمت هشتاد دينار خريد اين خبر به امام رسيد واوراطلبيد وفرمود:«به من خبررسيده كه تو خانهاي رابه هشتاد دينارخريدهاي وبراي آن قباله نوشته ودرآن چند نفر راگواه گرفتهاي ،اي شريح بدان بزودينزدتوكسي ميآيد كه قباله ات رانگاه نكند و از گواهت نپرسدتا اينكه تو را از آن خانه باچشم بازبيرون برد و از همه چيزجدا بهگورت بسپارد.»

آن حضرت وقتي به نا به مصالحي برخي از فرمانداران خود رابركنارمي كرد آشكارا به او علت رامي نگاشت وازايجاد شايعاتگوناگون وتهمتهاي ناروا به آن فرماندار جلوگيري ميكرد به گونهاي كه درنامةآن بزرگوار به محمدبن ابوبكر فرماندارسابق مصر اورااز علتاينكهازفرمانداري مصر عزل كردهاشاره ميكندوبه طورشفاف از دلايل نصب مالك اشتر بر فرمانداري مصر يادمي كند.

درباره علي ودولتمردانش سخن بسياراست وفقط درباره پيام اوبه مالك اشتر صفحهها ميتوان نوشت ولي دراين فرصت اندكمجال پرداختن به همه آنها نيست وبه همين مقداركه ازلابلاي آن پيام نكاتي استخراج شده ودراين مقاله آمده است اكتفا مينماييمازعلاقمندان درخواست ميكنيم كه نامة 53 نهج البلاغه رامطالعه كنند تا بيشتر درباره افكارونظريات امام علي دررابطهبادولتمردانشان آشنا شوند.

پست‌های معروف از این وبلاگ

بخش دوم : علي در آستانه قدرت

دیباچه : نگرشي دوباره به مجموعه اشارت

فصل دوم - بخش اول : یاد او